السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

21

تفسير الميزان ( فارسي )

كريم از آن حضرات حكايت كرده است . 6 - معارف مربوط به انسان در عوالم بعد از دنيا ، يعنى عالم برزخ و معاد . 7 - معارف مربوط به اخلاق نيك و بد انسان ، كه مقامات اولياء در صراط بندگى يعنى اسلام و ايمان و احسان و اخبات و اخلاص و غير ذلك مربوط به اين معارف است . و اما آياتى كه مربوط است به احكام دينى ، در اين تفسير پيرامون آنها بحث نشده ، چون كه بحث پيرامون آنها مربوط به كتاب فقه است نه تفسير . نتيجه اين طريقه از تفسير اين شده كه در تمامى اين كتاب و در تفسير همه آيات قرآنى يك بار هم نمىبينى كه آيه اى را بر معنايى خلاف ظاهر حمل كرده باشيم ، پس در اين كتاب تاويلى كه ديگران بسيار دارند نمىبينى ، بله تاويل به آن معنايى كه قرآن در چند جا اثباتش مىكند ، به زودى خواهى ديد كه آن تاويل اصلا از قبيل معانى نيست . سپس در هر چند آيه بعد از تمام شدن بحثها و بيانات تفسيرى ، بحثهايى متفرق از روايات قرار داده‌ايم ، و در آن بان مقدار كه بر ايمان امكان داشت ، از روايات منقوله از رسول خدا ( ص ) و ائمه اهل بيت سلام اللَّه عليهم اجمعين هم از طرق عامه و هم خاصه ايراد نموده‌ايم ، و اما آن رواياتى كه از مفسرين صحابه و تابعين چيزى نقل مىكند ، در اين كتاب نقل نكرديم ، براى اينكه صرف نظر از اينكه رواياتى است در هم و بر هم ، كلام صحابه و تابعين حجيتى براى مسلمانان ندارد ، ( مگر رواياتى كه بعنوان موقوفه نقل شده است ) . و به زودى اهل بحث اگر در روايات منقوله از ائمه ع دقت بفرمايند مطلع خواهد شد كه اين طريقه نوينى كه بيانات اين كتاب بر آن اساس نهاده شده ، طريقه اى جديد نيست ، بلكه قديمىترين طريقه اى است كه در فن تفسير سلوك شده ، و طريقه معلمين تفسير سلام اللَّه عليهم است . البته در خلال اين كتاب بحثهاى مختلف فلسفى ، و علمى ، و تاريخى ، و اجتماعى ، و اخلاقى ، هست ، كه در آنها نيز به مقدار وسعمان بحث كرده‌ايم ، و در همه اين بحثها به ذكر آن مقدماتى كه سنخيت با بحث داشته اكتفاء نموده ، و از ذكر مقدماتى كه مقدميت ندارد ، و خارج از طور بحث است خوددارى نموديم . و سداد و رشاد را از خداى تعالى مسئلت مىنمائيم كه بهترين ياور و راهنما است . فقير الى اللَّه محمد حسين طباطبائى